تاریخ انتشار:92/11/27 - 11:02
شماره مطلب:139211271086
اذان، سبزترين فريادها

اذان، سبزترين فريادها

 
تقديم به روح پاک شهيدان شاهد، زنده يادان شمشيري عبدولي ،
حسينقلي آزادبخت، محمدباقر سوخته‌زاري، محمدباقر مجرم،
دكتر حاج محمد عليم عباسي، دكتر اسماعيل هاديان، مجتبي‌
    آدينه‌‌‌‌ وند، محمد جاويدان نیز حميدرضا كمالي كه جانشان آكند 
   نوراذان وعاشق بي‌قرار وصال جانان بودند و زنده‌ياد مؤذن‌ زاده اردبيلي که هماره
نام و ياد او در ايران‌ زمين همراه و همگام با اذان است.
 
وَ مَن‎‎‎ْ اَحْسَنُ  قَولاً مِمَّنْ  دَعا اِلي اللهِ وَ عَمِلَ صالحِاً وَ قالَ إِنَّني مِنَ المْسلِمين.
و چه كسي نيكوگفتارتر و برتر است از آنكه مردم را به سوي خدا فرا مي خواند و كار نيكو انجام دهد و مي‌گويد من از مسلمانانم (1) .
 
نگارش: نادر آزادبخت[1]
 

من مسلمانم، قبله ام يك گل سرخ، جانمازم چشمه، مهرم نور
دشت، سجادة من، من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه، جريان دارد طيف.
سنگ از پشت نمازم پيداست؛ همه ذرات وجودم متبلور شده است.
من؛ نمازم را وقتي مي خوانم كه اذانش را باد، گفته باشد سر گلدستة سرو.
من؛ نمازم را پي «تكبيرةُ  الْاحرامِ » عَلَف  مي‌خوانم، پي « قَدقامتِ » موج.
« كعبه ام » بر لب آب، كعبه ام زير اقاقي هاست.
كعبه ام مثل نسيم، مي رود باغ به باغ، مي رود شهر به شهر.
«حَجِرُ الاسودِ» من روشني باغچه است.(2)
                                                                                  
* * *
دلها خسته و عطش آلود است و هُرم خورشيد روز مرگي ، تن هاي تبدار و جانهاي فرو رفته در بيكران درياي اوهام را، بانگي روحنواز و سبز از كعبه رازها به ميهماني حق فرا مي خواند، صلايي كه گويايِ رويشِ دلنواز و سبز فام بيداري، تلاش و پويايي نام و ياد جانان است.
 اذان؛ فراخوان هميشگي به سوي ميقات پاكترين پاكان گيتي و رهايي از بند و بست‌ها و تعلقات دنياي مادي است.
اذان‌؛ رمزِ دوستيِ ذره اي ناچيز با تمام هستي و راهي نو، فراروي جانهاي تشنه اي است كه جويايِ زمزمِ زلالِ يكرنگي، صفا و عرفان ناب اند.
بانگِ اذان كه از سيناي سوزان سينه ها برمي خيزد، در راه ماندگان را به سوي آينده اي سرشار از اميد و نويد رهنمون مي گردد و پاكبازان خداجوي را به تكاپويي خالصانه و عاشقانه                        وا مي دارد.گويي ايشان سراپا نور و سرور شده اند و در پي جامه‌ي عمل پوشيدن به                       « حَي عَلي خَيرالعمل » سر از پا  نشناختن زيرا هر گام و تلاشي در اين راه ،پشتوانه اي  استوار در رسيدن  به قلّه‌ي بلند رستن و رستگاري است با این همه پویایی و امید چرا خمودگي و كوتاهي. نماز؛ «حَي عَلي الفلاح »  برترين آئينه ياد جانان ، نهايت رستگاري و رسيدن به اوج كمال است. پس بي درنگ گام در راه بنه و بشتاب« حَي عَلي الصلاة »  كه هنگامه‌ي دلدادگی و نماز است.
اذان؛ برنامه ي زندگي و سرزندگي ، سيماي عشق، تلاوت ياد خدا در جاي جاي زندگي  و همآوايي و همرنگي با كاروان آفرينش كه « اِ نْ  مِن شَيءٍ إلا يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ » است.(3)
اذان ؛ ريزش دمادم، باران رحمت الهي است تا بندبند وجود غفلت زدگان و خفتگان  خاموش را در رويشي دوباره، جان بخشد و از ثمرة «وَجَعلنا مِنَ الماء كُلّ شيءٍ حي»(4) حياتي طيبه، نشاطی ماندگار و جاودانه يابند.
اذان ؛ يادآور زيباترين و پرمعناترين پيامهاي جاودانه‌ي اسلام است كه با نام خدا آغاز می­گردد و با ياد و نام او فرجام مي يابد و بيانگر اين معنا كه آغاز و پايان هستي خداست «اِنّا لله وإنّا اِليه راجعون »(5)
اذان ؛ يعني در دین و آيين جاودانِ اسلام ناب محمدي « صلي الله عليه و آله و سلم » هرگز جایی برای وادادگي، درجازدگي، تن آسايي، به خود وانهادگي نيست بلكه به رستگاري و شكوفايي نشستن، غنچه‌ غنچه‌ي وجود آدمي و بي قرار در تنور وحدت با معبود گداختن ، با او دم زدن و فقط براي  خشنودي و رضايت او گام برداشتن است.
اذان ؛ سرود اميد و زندگي در عين كوتاهي اجزاء، دربرگيرندة نهايت بلاغت و گويايي محتوي است.
اذان ؛ چكيده اي رسا و پرمعنا از آرمانها و شالوده هاي مشترك و ژرف تشييع علوي، آیینه­ی اسلام ناب و پرچم دينداري و حق محوري است. هر ملّتي در هر عصر و زماني براي برانگيختن عواطف، احساسات و حميت افراد و فراخوان آنها به وظايف فردي و اجتماعي ، از نماد و شعاري بهره جسته است يا بهره مي‌جويد، به طوري كه در دنياي امروز يعني دوران (عصر انفجار اطلاعات) اين امر از گستره و ژرفاي بيشتري برخوردار است. ولي در آيين اسلام كه معجزه او كلام و سرشار از انديشه و احساس ناب است، اين فراخوان هميشگي با شعار پرمغز، حماسي و رساي « اذان » صورت مي پذيرد.
 شگفتا! در دنيايي كه  پيروان مسيح تا امروز نيز با نواختن صداي ناقوس كليساها، هم كيشان خود را به عبادت خدا فرا مي خوانند و يهوديان با بانگ «بوق » يا مانند آن مردمان را به كنيسه ها دعوت وزرتشتی ها با برافروختن آتش اين معنا را اعلان مي نمایند؛ اسلام و مسلمانان با شعار نافذ، رسا، جامع، ريشه دار و مستدل «اذان»، ساحت جانهاي حق آشنا را به ضيافت حق تعالي، فرا مي خوانند. با این جملات آهنگین، کوتاه، گویا و مضامين روشن و سازندة خود، تابلويي جذاب و زيبا از باورداشت های يك انسان مسلمان را به نمایش می گذارد. با آواي دل انگيز و ملكوتي اذان در ساعات مختلف شبانه روز، در مأذنه جانهاي منتظر طنين انداز مي شود ، همچون نداي آزادي و نسيم حيات بخش رهایی از دنيا طلبي، دنياگرایی و بیان عزت گرایی و عرفان ناب الهی است كه گوش جان مسلمانان راستين را مي نوازد و بدخواهان را سرافكنده  مي سازد . بذر مفاهيم بلند عرفاني، عبادي، اجتماعي و سياسي را بر قلب هاي آماده مي پراكند.
هر واژة اذان چونان تيري زهرآلود، قلب تاريك و انديشة بي‌ماية كافران و منافقان را نشانه مي رود و تارهاي جان مؤمنان پاكباخته را به اهتزاز درمي‌آورد. اذان، نشانِ حيات بالنده‌ي اسلام ومسلمانان و خزان زود هنگام ناباوران و دشمنان دين و آيين اسلام است.
اگر روح اذان  بر فضای ذهن و عیان جامعه حاكم و ناظر باشد از يك سو شيطان و پيروان او را طرد مي نمايد واز  ديگرسو انسانهاي طالب حق، عدالت و كمال را در ملكوت اعلي سير مي‌دهد وبه نحوي روحيه ي عرفاني و معنوي دین داران را اوج مي بخشد. تو گويي آسمانيان، نداي ايشان  را مي شنوند و از آن به وجد و سماع درمي آيند. با اين وصف، حق اين است اذان بايد هميشه زنده، پرنشاط، هنرمندانه و در نهايت اخلاص  بر زبانها جاري شود و سرشار از طراوت و تازگي باشد . صلايي روحاني، سوزناك و دل‌انگيز چونان آهنگ اذان زنده ياد «مؤذن‌زاده‌ اردبيلي» كه از پس دهه‌ها هنوز طراوت، جانفزايي، پويايي و پايداري ياد خدا را در ژرفاي جان و جهان پاك دينان و مؤمنان پاكباز پاس داشته است. اذان با نام و ياد بلال درهم آميخته است هم از اين رو اين دو همزاد و هم راز و در هم تنیده شده اند. بلال وجايگاه او، تنها مؤذن رسمي پيامبر اكرم (ص) بودن نيست بلكه وي افزون بر آن مبلغ و منادي نور در سنگستان مكه بودند و با صلاي پرصلابت خود مرگ ستمگران و عزّت و عظمت خداي يگانه و رسالت پيامبر اكرم (ص) را فرياد مي كشيدند. او سراسر آكنده ازعشق به پيامبر خاتم (صلي الله عليه وآله وسلم ) و خداي محمد (ص) بود. صداقت، شجاعت، عشق آگاهانه به حق و عدالت، برائت از كفر و كافران در جاي جاي منش و روش او موج مي زد از این رو شایسته و حق آن است هر مسلماني به ويژه هر مؤذني هماره ياد جانفزاي «بلال» را در جان خويش زنده و پاينده بدارد.
 « بلال »؛ الگويي برجسته و نمونه ای گويا از شيعه ي حقیقی اهل بيت عصمت و طهارت است، سزاوار است هماره همراه با پيامبر اكرم (ص) سر دهيم كه « اِرحِنايابَلال » يعني اي بلال ما را جان بخش و از اين رو، خوشتر آن است از زبان او « اذان » را باز شناسيم و به فراخور درک و فهم خود به حقيقت اذان، پي ببريم.
روزي بازرگاني فرهيخته و انديشمند از اهل بصره مصرانه از او خواست تا « جايگاه بايسته » اذان را از زبان و نگاه پيامبر (ص) برايش بازگو نمايد و او( بلال ) اين گونه سخن ساز كرد: (6)
 از رسول خدا (ص) شنيدم  : بسم الله الرّحمن الرّحيم، مؤذنان، امينان مومنين اند بر نمازها و        روزه هايي كه برپا مي دارند وگوشت هايي كه مصرف مي نمايند و بر جان­هاي مؤمنان كه در پناه اسلام، تندرست و به سلامت مانده اند. موذنان راستين، هيچ خواسته اي از خداي عزوجل نخواهند مگر آنكه خداوند نياز وحاجت ايشان را ارزاني فرمايد نيز موذنان، درباره هيچ كس در نزد او شفاعت نكنند مگر آنكه شفاعتشان پذيرفته خواهد شد.
باز پافشاري بازرگان و پاسخ بلال كه ، پيامبر اكرم (ص) فرمودند : بسم الله الرّحمن الرّحيم، هركس چهل سال براي خدا و به حساب خدا، اذان گويد، خداي عزوجل در روز رستاخيز او را برانگيزد در حالي كه براي او كردار چهل مؤمن درست‌كار است، كرداري پاك و پذيرفته شده كه خداوند با اشتياق و خشنودي تمام آن رفتار وكردار را پذيرفته باشد.
باز بلال  از زبان پيامبر اكرم (ص) فرمودند : بسم الله الرّحمن الرّحيم، هركس براي خدا، بيست سال خالصانه، اذان گويد، خداوند عزوجل در روز رستاخيز، او را برانگيزد در حالي كه براي او نوري است همسنگ آسمان.
در پي اشتياق و ابرام بازرگان، بلال باز ادامه دادند  : بسم الله الرّحمن الرّحيم ، هركس ده سال براي خشنودي خدا اذان گويد، خداوند وي را با ابراهيم خليل ( سلام الله عليه ) در بارگاه بندگان توانگر جاي دهد.
 بلال هم‌چنان ادامه داد : بسم الله الرّحمن الرّحيم، هركس يكسال با نيت پاك و خالصانه، براي قرب و رضايت خدا، اذان گويد، خداوند متعال در روز رستاخيز او را برمي انگيزد در حالي كه همة گناهانش را - به هرميزان گرچه به اندازه كوه احد باشد- آمرزيده است.
باز درخواست بازرگان و پاسخ بلال: بسم الله الرّحمن الرّحيم هركس در راه خدا، از روي ايمان به حساب خدا و به منظور نزديكي به حق، تنها براي يك نماز اذان گويد خداوند همة گناهانش را مي آمرزد و در باقيماندة عمرش بر او منّت نهاده به نيروي خويشتن داري، خویشتن­بانی از گناهان، سرافرازش سازد و به پاداش اين مقدار خدمت و فداكاري در راه خدا و برتري كلمةتوحيد، او          را در بهشت برين، با شهيدان و فداكاران درراه حق، با هم و دريك جا محشور و همراه فرمايد.
 باز پافشاري بازرگان وپاسخ بلال،  پيامبر اكرم (ص) فرمودند : چون روز قيامت فرارسد و خداي متعال، همه مردم را در يك جا گرد آورد، فرشتگاني از جنس نور براي مناديان نور             (مؤذنان) برانگيزد كه پرچم ها و شعارهايي از نور همراه خود دارند. مُركب هايي به دنبال خود مي كشند كه زمامشان از زبُرجُد سبز و پاي افزار (خُف) آنها از مشك بسيار خوشبو است، مؤذنها بر آن مَركبهاي نوراني سوارند و با شيوه اي بس شكوهمند بر فراز آن مركبها مي ايستند زيرا اذان را در حال ايستاده سر داده اند و فرشتگان خدا جلودار و پيشرو آنانند و با صداي بلند اذان گويند.
پس بلال با بانگ سوزناك خويش  و با چشماني اشكبار گفتند ، رسول خدا (ص) فرموده اند : به حق آنكه مرا به حقيقت به مقام پيامبري برانگيختند، مؤذنها بر فراز مُركبها ايستاده و « الله اكبر » گويان بر مردم مي گذرند همين كه اين كلام را مي گويند ، من صداي ضجه و ناله اي از امتم   مي شنوم. اسامه بن زيد از پيامبر اكرم (ص) پرسيد كه آن ضجه و ناله چست؟ فرمودند , غلغلة تسبيح ، تحميد و تهليل است و چون گويند : « أشهَدُ اَن لا اله الا الله » ، امت من مي گويند، ما در دنيا تنها همان خداي يكتا را مي‌پرستيم، پس گفته شود ، راست مي گفتيد و همين كه گويند :                « اَشهدُ اَنَّ مُحَمداً رسولُ  الله » امت من مي گويند اين همان است كه پيام پروردگار (جل جلاله) را براي ما آورد و با آنكه او را از نزديك نديديم، به او ايمان آورديم. پس گفته شود راست مي گفتيد . اين همان وظيفه ي پيامبري است كه از جانب پروردگار شما داشت، به خوبي‌آن را انجام داد و شما به او مؤمن بوديد، پس بر خداست كه ميان شما و او را جمع فرمايد (گويي ياد اين وصال بود كه بلال را نالان و شيون كنان به اندوهی ژرف فرو برد) پس آنها را به منزلشان مي رسانند و در آن منازل ، نعمت هايي است كه نه هرگز چشمي آنها را ديده و نه گوشي شنيده و نه بردل كسي‌گذر (خطور) نموده است. تو گويي بانگ دلنواز و روح‌بخش اذان، ديروز، امروز و هماره با آهنگ بهشتي بلال درآميخته‌است و عاشقان كوي دوست را به سوداي دلدادگي آگاهانه به ساحت قدسي حق  فرامي‌خواند.
 همچنين امام صادق (ع) فرموده اند: منظور از «خَير العمل» يعني نيكي به حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و فرزندان او ؛ پس اذان گويايِ ولايت ناب فاطمي و علوي نیز هست.
عارف واصل ابن عربي در جلد اوّل الفتوحات المكيه بيان داشته اند  : اذان آگاه كردن جانهاست كه پاك و پيراسته باشند زيرا هنگام تجلي حق تعالي ( الهي ) فرا رسيده است.(7)
لذا بايد با تمام وجود و بي‌درنگ تلاش نمائيم تا غبار مهجوريت را (از نظر لفظ و معنا) از چهره‌ي اذان بستُريم  و بيش و پيش از هركس چهره واقعي اين گلبانگ معنوي را به بهترين شيوه هاي هنرمندانه در معرض دل و ديدگان تشنگان حق، حقيقت و زيبايي به نمايش بگذاريم.
 در دين مبين اسلام ، اذان  تنها بیان یک سری اذکار، الفاظ و گفته های ویژه نیست بلکه عبادتي با جنبه ها وكاركردهاي مختلف است. به طوري كه در عين عبادي بودن داراي ابعاد اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و انسان سازي است.
راستي چه پيامي نافذتر ، ناب‌تر ، جامع تر ، منطقي‌تر ، ريشه دارتر و در عين حال ساده تر از اذان كه ساحت جانهاي حق جوي را فرا مي گيرد. و شور زندگي و سرزندگي را در لحظه لحظه تلاش آگاهانه آنها جاري مي سازد. پيامي که  با نام خداي بزرگ آغاز و با وحدانيت او و گواهي بر رسالت پيامبر اسلام، حضرت محمد مصطفي  (صلي الله عليه و آله و سلم )  اوج مي‌گيرد و با دعوت به نماز و رستگاري و عمل نيك ياد خدا و نيز اقرار به وحدانيت او ، پايان مي پذیرد.
اذان؛ پیامی در عين كوبندگی و سازندگی، زندگی­آفرین و زندگي بخش است. كوبندة دائمي كافران ، منافقان و بدخواهان است. از سويي پويش وحركتي سازنده و زندگي آفرين دین داران و خداجویان است كه انسانهاي مسلمان را به راه رستگاري و كلاس پاكسازي و بهسازي فرا مي‌خواند.
برخي از جنبه هاي برجسته حقيقت اذان عبارتند از :
1- يادآوري، بيدار باش و آگاهي بخشي به همه مردم به ویژه در راه ماندگان به غفلت گرائيده
2- فراخوان همگانی برای مردم به پرستش خداي يگانه و حكيمي كه جهان و جهانيان مظهر رحمت و حكمت بي انتهاي اوست.
3- اعلام هنگامه ی نماز و نیایش نماز
4- اقرار به يكتايي خداوند متعال
5- جهاد و مبارزه آگاهانه و آشکار در راه اعتلاي ايمان
6-آشكار نمودن اسلام بدون هيچ ترس و ترديدي همراه با اعتماد به نفس
7- به ياد و نام خدا بودن همیشه و در همه حال
8- ابراز محبت و ارادت آگاهانه و خالصانه در پيروي از پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) و…
9-ایجاد شور، نشاط، هیجان و پویایی هرچه بیشتر در عرصه ی زندگی
لذا اذان واقعي و روح اذان بايد به گونه اي در صحنه ی زندگی طنین ساز گردد كه از يك سو موجب رانده شدن شيطان و محو نمودهای شيطاني گردد و از سوي ديگر انسان طالب حق، عدالت و كمال را در ملكوت اعلي سير دهد و روحيه عرفاني و معنوي او را چنان اوج  بخشد و به معراج رساند تو گويي آسمانيان، نداي او را مي شنوند و از آن به وجد و سرور آمده اند.
آیا با وجود اين همه جنبه هاي ژرف و روح بخش نبايد عموم دلسوختگان طريق حق، عرفان و عدالت تلاش كنند تا اذان را از نظر لفظ و معنا از انزوا و مهجوريت رهايي بخشند و آن را در صحنه زندگي فردي و اجتماعي برجسته­تر و ماندگارتر سازند؟ آيا نبايد با نیروی شگفت و پشتوانه ی اذان، در راه ماندگان را به سوي تلاش ، شور، امید  و رهايي از يأس ها و دلمردگي ها فراخواند؟ آيا عطر گلستان اذان را نبايد به شايستگي بر مشام جانِ شيفتگانِ عزّت و كرامت ابدي جاري ساخت؟ اذان از بلال آغاز مي گردد او با سر دادن اين نغمه الهي شور و نشاط را به جامعه اسلامي عصر خويش ارزاني داشت. اذان او نشان از عشق، اخلاص، آگاهي همه جانبه، صفا، خداجويي، شيفتگي و علاقه خالص به پيامبر اكرم (ص) و خاندان پاك او و برائت از دشمنان آن ها داشت و بايد امروز و هميشه نيز ،روح و جانمايه اذان در جان و جهان مؤذنان طنين انداز گردد.از اين رو سزاوار است عاشقانه به فرمايش امام سجاد (عليه السلام ) جان دل بسپاریم كه فرموده اند: حق مؤذن آن است كه بداني او تو را به ياد خدايت مي اندازد و تو را به سوي حظّ و بهرة الهي دعوت مي نمايد، او يار و ياور تو در انجام واجب الهي است، لذا به خاطر اين امر از او سپاسگزاري و تشكر نما، چونان سپاسگزاري از كسي كه به تو نيكي كرده است (8).
مؤذن در ساحت انديشه ناب اسلامي جايگاهي رفيع و ارزنده دارد. هرچند با دریغ و درد، جایگاهی چنان گرانسنگ در روزگار ما فروکاسته و در حد کاری عادی و کمتر شناخته شده و کم اهمیت درآمده است. امید آن می رود دانش پژوهان و جویندگان علم و آگاهی در پی بازشناسی ودلدادگی روزافزون تر به آموزه های دینی باشند و از قشرنگری و ظاهر گرایی به در آیند و در حدّ توان خود به ژرفای معارف و درس های انسان ساز دین مبین و انسان ساز اسلام دست یابند.
باري خوشا به حال آنان كه وجودشان را چون بلال حبشی، پاک و خدایی بر سر پیمان خالصانه خود نهادند یا همانند ابوثمامه­ی صيداوي، در عاشورای حسینی معبر اين  مشعل پرفروغ (اذان) گشتند ونقد جان خويش را در زلال جاري آن شستشو دادند. خوشا به سوز وحال آناني كه آگاهانه و سرشار از شور و شعور به عطر جان‌فزاي ولايت، جاري در متن اذان آراسته و معطر شدند. در شگفتم از اين هفتاد و دو كلمه و حرف پرمعناي «اذان» زيرا آنچه بيان شد تنها نَمي از يَم و اندكي از بسيار بود. از زبان بابا طاهر عريان مدد جوئيم آنجايي كه فرموده‌اند:
خوشا آنان كه اله يارشان بي                                                                        بحمد و قل هواله كارشان بي
خوشا آنان كه دائم در نمازند                                                             بهشت جاودان بازارشان بي
منابع ومآخذ:
1 - قرآن كريم ، آيه 33 سوره فصلت، جزء 24.
2-  سپهري سهراب، هشت كتاب، انتشارات كتابخانة طهوري تهران.
3- قرآن كريم ، بخشي از آيه 44  سوره اسراء.
4- قرآن كريم ،آية 30 سوره انبيا.
5- قرآن كريم ،آية 156 سوره بقره.
 6-  زنجاني سيد‌احمد، شرح و تفسير آداب الصلوة امام خميني (ره) يا پرواز ملكوت به نقل از    کتاب «من لايحضره الفقيه» شیخ صدوق ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین از عبدالله بن علي طوسی.
7- ابن عربي محيي الدين، فتوحات المكيه،  انتشارات دارالفكربيروت، جلد اول، ص98
8-علوی سید علی 1380 آوای ملکوتی اذان و اقامه در اسلام، انتشارات آرون
9-مجلسي محمدباقر، بحار الانوار، جلد 74، ص7
 

[1] - پژوهشگر و کارشناس ارشد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی لرستان

 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری