تاریخ انتشار:92/11/19 - 09:38
شماره مطلب:139211191006

امر به معروف و نهی از منکر ، استکبار ستیزی و حماسه اقتصادی (نویسنده سرکار خانم سفیددل)

مقدمه :
امر به معروف و نهی از منکر*
امر به معروف و نهی از منکر به نظر شیعیان یکی از فروع دین اسلام است.
امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آنچه به باور مسلمانان خوب در نظر گرفته ‌می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آن‌چه به باور مسلمانان بد در نظر گرفته می‌شود.
* استکبار و استکبار ستیزی
استکبار یعنی نوعی خودبرترپنداری و داشتن روحیه کبر و غرور نسبت به دیگران. مستکبر به کسی ‌گویند که خود را برتر از دیگران پنداشته و به دلیل این نوع پنداشت بخواهد به دیگران امر و نهی کرده و آنان را تحت سلطه خود درآورد. فرعون دارای چنین روحیه و خصلتی بود و خود را برتر از دیگران می‌پنداشت و براساس همین روحیه خودبرترپنداری بود که می‌گفت: «ان ربکم الاعلی» فرعون با این روحیه از تمامی ابزارها و شیوه‌های شیطانی بهره برد تا مردم را تحت سلطه‌ خود قرار دهد و بدین‌صورت طاغوت زمان شد .
* حماسه و حماسه اقتصادی
درفرهنگ انقلابی ودینی ما کلمه حماسه همیشه مترادف بوده است بایک « نماد ». نمادی که مظهرقدرت واقتدار ملت ما است، حماسه یعنی این که رفتارهای جمعی مردم دریک موضوع مشخص چنان باید پرقدرت و درخشان باشد که جز « حماسه » نتوان نام دیگری بر آن گذاشت. بنظر می رسد بعداز گذشت ۳۴ سال از پیروزی انقلاب اسلامی رهبر فرزانه انقلاب این توقع وانتظار را دارند که ظرفیت های بالقوه مردم و جامعه اینک باید بصورت « حماسه اقتصادی و حماسه سیاسی » در عرصه داخلی و بین المللی بروز و ظهور عینی پیدا کنند.
همچنین «حماسه» در لغت به معنای شجاعت، جوانمردی، غیرت، دلیری، شدت و صلابت آمده است. واژه حماسه در فرهنگ و ادب ایران برای توصیف اشعار، شخصیت ها و جریان هایی که برخوردار از روح غیرت، جوانمردی، شجاعت، ایستادگی و مقاومت بوده اند، به کار رفته است. این واژه در دوران انقلاب اسلامی و بعد از شکل‌گیری جمهوری اسلامی، با حرکت ها و اقدامات انقلابی ملت ایران پیوند خورد و بیش از هر زمانی در نظریه و عمل سیاسی تبلور یافت؛ راهپیمایی های گسترده و مداوم مردم در دفاع از ارزش های اسلامی و انقلابی در مناسبت های مختلف، امروزه مفهوم حماسه سیاسی را در ادبیات سیاسی کشور نهادینه ساخته و حتی جریان بیداری اسلامی،زمینه صدور مفهوم           حماسه سیاسی را به ادبیات سیاسی منطقه و جهان فراهم میکند. در مورد واژه حماسه اقتصادی نیز چنین روندی طی سال های اخیر آغاز شده است که نقطه شروع آن از یک سو نام‌گذاری        سال های اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب با عناوین اقتصادی و از سوی دیگر تأکید مکرر ایشان بر حضور جهادی و پررنگ مردم در عرصه فعالیت های اقتصادی سالم است. بنابراین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به شکلی نظری و عملی، عرصه سیاست و اقتصاد را با حماسه پیوند زد و حاصل آن،خلق مفهوم معنادار «حماسه سیاسی و اقتصادی» است که با توجه به معانی و برنامه هایی که از آن برمی آید، ارزش و اهمیت زیادی در اندیشه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می یابد .
بدین ترتیب لازمه ایجاد عرصه فعالیتهای اقتصادی سیاسی همانا نقش هر مسلمان در پذیرش مسئولیتهای اجتماعی است و همچنین از اتفاقات و اعمالی که در پیرامون وی اتفاق می افتد تاثیر پذیراست . این مطلب در اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر نمود پیدا میکند و طبق دیدگاه قرآن کریم بارها مسئله امر بمعروف و نهی از منکر  بعنوان یک وظیفه ویژه برای جامعه اسلامی بیان شده است. همچنین قرآن کریم فریضه امر بمعروف و نهی از منکر را علاوه بر اینکه یک دستور مهم و سرنوشت ساز برای ساختار مبانی فرهنگی واجتماعی و همبستگی اسلامی به حساب آورده بیانگر جایگاه والای این فریضه در قرآن مقدس بعنوان مسئله حکومتی هم میباشد. آیاتی چند در سوره های آل عمران ۳ و ۱۰۴ و ۱۱۰ و ۱۱۴ و اعراف ۱۵۷و ۷ ، توبه ۶۷ ، ۹، ۷۱، ۱۱۲ ؛ حج ۴۱، ۲۲ ؛ لقمان ۱۷، ۳۱ همراه با باورهائی چون ایمان به مبدأ و معاد و اعمالی مانند نماز و زکات آمده است.     
امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری امر به معروف و نهی از منکر را نه تنها راهکار مقابله با حکومت‌های فاسد دانسته‌اند بلکه معتقدند این فریضه حاکمیت دینی را نیز از غلطیدن در جاده انحراف و خطا نگه‌ می‌دارد. ضمن اینکه امر به معروف و نهی از منکر را عامل بازدارندگی فعال و روزآمد در راستای کاهش میل حاکمیت به بی‌تفاوتی و بی‌مسئولیتی نسبت به پرسشگران و کنشگران عرصه سیاست و اجتماع برشمرده اند .
احکام امر به معروف و نهی از منکر (1)  

   1- فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است، تا انسان در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.
   2- اگر بداند یا احتمال دهد که امر ونهی‌اش با تکرار موثر است، واجب است تکرار کند.   
   3 - اگر بداند یا احتمال دهد، که نهی او در حضور جمع موثر است نه تنهایی،اگر انجام دهنده، آن عمل را بطور آشکار انجام می‌دهد جایز بلکه واجب است او را در جمع نهی کند و اگر چنین نیست بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر (2)

امر به معروف و نهی از منکر با وجود برخی شرایط واجب می‌باشد و در صورت نبود آن شرایط تکلیف ساقط می‌شود و آنها عبارتند از:
1-    کسی که امر یا نهی می‌کند، بداند آنچه را که دیگری انجام می‌دهد حرام است و آنچه را ترک کرده، واجب است، پس هرکس نمی‌داند این عمل که او انجام می‌دهد حرام است یا نه جلوگیری واجب نیست.
2-     احتمال بدهد امر یا نهی او تاثیر دارد، بنابراین اگر می‌داند تاثیر ندارد امر و نهی واجب نیست.
3-    شخص گناهکار اصرار بر ادامه کار خود داشته باشد، پس اگر معلوم شود، یا گمان کند، یا احتمال صحیح بدهد گناهکاری بنای ترک عمل را دارد و دوباره تکرار نمی‌کند، یا موفق به تکرار نمی‌شود،امر و نهی واجب نیست.
امر ونهی، سبب ضرر جانی یا آبرویی یا ضرر مالی قابل توجه، به خودش یا نزدیکان و همراهان، یا سایر مومنان نباشد.

آداب امر به معروف و نهی از منکر (3)
  *مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد.
  *قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک گرداند.
*خود را پاک و منزه نداند، چه بسا همان که اکنون از او خطایی سرزده است، دارای صفات پسندیده‌ای باشد که مورد محبت الهی است، هرچند این عمل او هم‌اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد .
 
احادیث
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فرمودند :
هر کس امر بمعروف و نهی از منکر نماید ، جانشین خدا در زمین و جانشین رسول اوست . (4)
 
امام علی ( علیه السلام ) فرمودند :
هرکس امر به معروف کند به مومن نیرو می بخشد و هر کس نهی از منکر نماید بینی منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان می ماند (5)
امام باقر ( علیه السلام ) فرمودند :
خداى تعالى به شعيب پيامبر وحى فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار را، شصت هزار نفر از نيكانشان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود كه: آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند. (6)
 
اهميّت امر به معروف ونهي ازمنکر (7)
امر به معروف ونهي از منکر در ميان فرائض اسلام، از جهت مو قعيّت و اهميّت داراي امتياز مخصوصي مي باشد. وجوب امر به معروف ونهي از منکر در اسلام، مانند وجوب نماز و روزه و زکات از ضروريّات دين است کسي که از روي توجّه به لوازم آن وجوب آن را انکار کند، جزء کفّار محسوب مي گردد.
در اين را بطه قرآن مجيد م يفرمايد: « وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّهٌ يَدْعثونَاِلَي الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْروُفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون ».
يعني: لازم است در ميان شما مسلمانان، جماعتي به دعوت مردم به کارهاي نيک و امر کردن مردم به معروف و نهي آنان از منکر قيام کنند و تنها راه فلاح و سعادت اين است.
و نيز مي فرمايد: « کُنْتُمْ خَيْرَ اُمَّهٍ اُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ»
يعني: شما مسلمانان به جهت اينکه به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر قيام مي کنيد و ايمان به خداوند داريد، بهترين امّت هاي جهان مي باشيد .
حضرت پيغمبر اکرم(صلّي الله عليه و آله) مي فرمودند: « تا هنگامي که امّت من امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و به يکديگر در کارهاي نيک کمک مي نمايند در خير و صلاح و خوبي خواهند زيست، ولي همينکه اين وظيفه هاي مهمّ را ترک کنند، برکت از زندگي آنها رخت برمي بندد و بعضي بر بعض ديگر(بدان بر نيکان) مسلّط مي شوند و ديگر يار و ياوري در آسمان و زمين پيدا نمي کنند. »

مقصود امام حسين(ع) از اين جمله «من براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم (8)»   
اين سخن، جايگاه اساسي و اصلي امر به معروف و نهي از منکر را نشان مي دهد. امام حسين(ع) با اين عبارت، مي خواهند نقش محوري امر به معروف و نهي از منکر را نشان دهند؛ به گونه اين که هدف نهايي قيام خويش را تحقق اين امر مي‌دانند. اگر توجهي به جايگاه اصيل امر به معروف و نهي از منکر شود، مقصود حضرت ازاين سخن روشن تر خواهد شد.
اصل "امر به معروف و نهي از منکر" در تمامي اديان ابراهيمي مطرح و وظيفه تمامي پيامبران، رسولان ائمه (ع) و مومنان مي باشد. اين مساله يک وظيفه شرعي و فقهي صرف نيست‌؛ بلکه، معيار و در واقع علت فرستادن رسولان الهي است ‌؛ زيرا عالم مادي، عالم اختلاط خوبي‌ها و بدي‌ها، حق و باطل، خوش آيندها و بد آيندها، ظلمت و نور، فضايل و رذايل است و اين امور گاهي چنان در هم تنيده مي‌شوند که شناخت آنها و سپس تاسي و عمل به آن، دشوار مي گردد. اديان الهي با شناساندن معروف و منکر و در واقع خوب و بد ، حق و باطل، ظلمت و نور، فضايل و رذايل به انسان ها و به دنبال آن دستور به انجام معروف ها و باز داشتن از منکرها ، هدايت الهي را به آدمي مي آموزند و او را به صراط مستقيم رهنمون مي شوند.
رسول خدا (ص) درباره اهميت و جايگاه ويژه امربه معروف و نهم از منکر مي فرمايد : "کسي که امر به معروف و نهي از منکر کند ، جانشين خدا درروي زمين و جانشين کتاب خدا و جانشين رسول خداست." و حضرت علي(ع) فرموده اند " قوام شريعت دين امر به معروف و نهي از منکراست".قرآن کريم ويژگي "امر به معروف و نهي از منکر" را در مومنان، بر اقامه نمازو دادن زکات و اطاعت از خدا و رسولش مقدم مي دارد. امام باقر(ع) نيز در حديثي مي فرمايد: "امر به معروف و نهي از منکر راه پيامبران است. برنامه افراد صالح و شايسته است . واجبي است که ساير واجبات در گرو آن اقامه     مي شوند. امنيت راه ها در سايه آن حاصل مي شود. حليت کسب ها به سبب آن است. در سايه امر به معروف ونهي از منکر است که دشمنان را به رعايت انصاف وادار مي سازد ،...کارها در سايه امر به معروف و نهي از منکر به سامان مي رسد".بنابراين، اصل امر به معروف و نهي از منکر مخصوص امام حسين(ع) نيست؛ بلکه وظيفه تمامي پيامبران ، رسولان، امامان، صالحان و مومنان مي باشد. اما از آنجا که معروف و منکر در زمان سيد الشهداء(ع) بشدت مختلط گرديده واز سوي ديگر منکر در تمامي ابعاد، رايج شده بود و معروف در تمام ساحت‌هايش متروک مانده بود و اين وضعيت منجر به خاموشي دين اسلام و فراموشي سنت نبوي و علوي گشته بود؛ ابا عبدالله(ع)، اعتراض به وضع موجود و احياي سيره رسول خدا(ص) ودين اسلام و دفاع از آن را تنها در سايه امر به معروف و نهي از منکر محقق مي دانست. به همين دليل آن حضرت هدف از قيام خويش را اصلاح جامعه به وسيله امر به معروف و نهي از منکر بيان مي کرد: "اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لاظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي(ع) اريد آن آمر بالمعروف و انهي عن المنکر".
 امر به معروف و نهی از منکر در آخرالزمان (9)
  حدیثی از حضرت محمد(ص) درباره امر به معروف و نهی از منکر در آخرالزمان که فرمودند: زمانی خواهد آمد که مردم امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند .
 
   سلمان فارسی در آن جا بودند و تعجب کردند.گفتند یا رسول الله آیا چنین زمانی خواهد آمد؟
فرمودند: بلی و از آن بدتر نیز خواهد شد.زمانی خواهد آمد که مردم امر به منکر و نهی از معروف     می کنند .
   سلمان دوباره تعجب کردند.گفتند آیا چنین زمانی خواهد آمد؟
ایشان فرمودند : بلی و از آن بدتر نیز خواهد شد.
   سلمان گفتند:از آن بدتر دیگر چه چیزی است؟فرمودند:زمانی خواهد آمد که مردم معروف را منکر و منکر را معروف ببینند.
حضرت امام خمینی(ره) و شاخصه‌های دکترین «استکبارستیزی»
حضرت امام(ره) در طول مبارزه و بالاخص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام اسلامی که نظام استکبار جهانی بطور تمام قد در برابر نهضت اسلامی ملت ایران قرار گرفت و آن را بزرگترین تهدید قلمداد کرد، به تبیین ابعاد و شاخصه‌های دکترین استکبارستیزی پرداختند که مهمترین آن را می‌توان چنین مورد مطالعه قرار داد:
1-   الهی بودن
یکی ازمولفه‌های مهم مبانی اندیشه‌ای حضرت امام(ره) مساله مبارزه با استکبارمساله ماهیت الهی مبارزه و قیام برای خداست. تاریخی‌ترین سند مبارزاتی حضرت امام(ره) با آیه شریفه «قُلْ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی‏ وَ فُرادی‏» آغاز می‌شود. ایشان در ابتدای پیام که خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانیون نوشته‌اند آورده اند:
«خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده، و بهترین موعظه‌هایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده.» (10)
2-    سازش ناپذیری
ایشان امکان هرگونه تلاش برای نزدیکی و سازش و مصالحه با استکبار را نفی می‌کند و آن را نافی عزت مسلمین می‌داند. ضمن آنکه این حرکت را ثمربخش ندانسته و بر این باور است که استکبار از موضع خود کوتاه نخواهد آمد. این نگاه برآمده از آموزه های قرآنی است که خدواند در شرح وضعیت جبهه حق و دشمنان آن بدان اشاره کرده است.
خداوند متعال مومنین را از هرگونه دوستی با دشمنان نفی می‌کند و می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لایهدی القوم الظالمین» (ای کسانی که ایمان آورده‏اید، یهود و نصاری‏ را دوستان خود مگیرید چراکه‏ آنان دوستان یکدیگرند. و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود. آری، خدا گروه ستمگران را راه نمی‏نماید.) (مائده: 51(    (11)
3-    دائمی بودن
اصل اساسی دیگر برای مبارزه با استکبار جهانی در نگاه ژرف و دقیق حضرت امام خمینی "تداوم و همیشگی بودن" مبارزه است. این پیشوای بزرگ الهی مبارزه با کفر و شرک و نفاق را که جبهه متحد نظام استکباری دنیا را به وجود می‌ آورند فصلی و مقطعی و محدود و محصور به عصر و زمان خاصی نمی دانست که در این صورت هیچ تضمین و پشتوانه ای برای تامین صلح جهانی وجود نخواهد داشت و جهان هر لحظه آبستن حوادثی خواهد بود که توسط سران نظام های سیاسی و حکومتی استکبار و مطابق با خواست و اراده و صلاحدید و مطامع و منافع ضدانسانی آنها به وقوع خواهد پیوست .(12)
4-    تهاجمی بودن
یکی دیگر از شاخصه های قابل توجه در گفتمان استکبارستیزی، تهاجمی بودن آن است. بدان معنا که برای مقابله با استکبار جهانی باید طرحریزی کرد و همه راهها و ایده‌ها را مورد بررسی قرار دارد. شیوه مبارزه انفعالی و آرایش دفاعی در برابر استکبار نه تنها مناسب نیست، بلکه اندیشه‌ای که نابودی استکبار را در سر می‌پرواند، حتما نیازمند اتخاذ استراتژی تهاجمی است. با همین نگاه حضرت امام(ره) از شکل گیری هسته مقاومت در جهان چنین سخن می‌گوید: «بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‏های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد»(13)
 
5-    تکلیف گرایی و شکست ناپذیری
شاخصه دیگر در دکترین استکبارستیزی حضرت امام امید به پیروزی همیشگی جبهه حق و عدم شکست در میدان مبارزه با استکبار است. مبتنی بر باور امام، ما مکلف به انجام وظیفه ایم و نتیجه فرع آن است (14) ، لذا با صلابت و مبتنی بر نگاه تکلیف گرایی اعلام می‌دارد:
«تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم، تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم، اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم که بهتر، و اگر نتوانستیم به تکلیف خودمان عمل کردیم. اینطور نیست که ما خوف این را داشته باشیم که شکست بخوریم. اولًا که شکست نمی‏خوریم؛ خدا با ماست، و ثانیاً بر فرض اینکه شکست صوری بخوریم شکست معنوی نمی‏خوریم، و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است، با ماست‏.» (15)
6-     مبارزه بر دوش مستضعفین و توده‌های ملت
در نگاه حضرت امام(ره) بخش عمده اردوگاه جبهه مبارزه با استکبار جهانی را توده‌های محروم و مستضعف که از رفاه و آزادی برخوردار نبوده‌اند، تشکیل خواهند داد. چرا که رفاه طلبی و مبارزه در این نگاه قابل جمع نبوده و مرفهان بی درد در اردوگاه جبهه حق جای ندارند. حضرت امام(ره) این حقیقت را چنین شرح می دهند:
«ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته‏اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست؛ و آنها که تصور می‏کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه‏اند. و آنهایی هم که تصور می‏کنند سرمایه داران و مرفهان بی‏درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‏شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‏کنند آب در هاون می‏کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله‏ای است که هرگز با هم جمع نمی‏شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.»(16)
7-    مبارزه با تمام قوا
حضرت امام خمینی به منظور تعیین یکی از اصول و خط مشی های اساسی برای مبارزه با استکبار جهانی اعلام می‌نماید: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد» (17) این اصل برای مبارزه با قدرتهای استکباری جهان از اصول و مبانی قرآنی و تعالیم مربوط به تقابل با جبهه کفر و شرک و نفاق در هر عصر و زمان سرچشمه می‌گیرد. چنان که خداوند متعال در قرآن کریم جبهه توحید را مخاطب قرار می دهد و این گونه به خیزش و جهاد قهرآمیز با مستکبران زمین فرا می‌خواند: «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم» (هر چه در توان دارید بسیج کنید، تا با این [تدارکات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان را جز بترسانید) (انفال: 60)
در این نگاه دیگر قدرت داشتن و تلاش برای کسب قدرت نه تنها مفهومی مذموم نیست، بلکه حرکتی متعالی است که باید به عنوان یک امر واجب بدان توجه شود و از این منظر است که تلاش برای تشکیل حکومت الهی، وظیفه همه انبیاء و اولیاء الهی قلمداد می‌شود.
8-    مبارزه تا نابودی کامل
حضرت امام در تعیین استراتژی و خط مشی مبارزه با استکبار اولین اصلی که مورد توجه قرار       می دهند این است که تا قدرتهای سیطره جو و مستکبر جهان به اضمحلال و انقراض درنیایند محال است که صلح و آرامش و سلامت و سعادت در کره ارض حاکم گردد و محرومان و به بند کشیده شدگان به حقوق الهی خود نائل آیند و به وراثت زمین برسند. ایشان در بیاناتی اشاره دارند: «سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است و تا این سلطه‌طلبان بی‌فرهنگ در زمین هستند مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آنها عنایت فرموده است نمی‌رسند.» (18)
الزامات حماسه اقتصادی
   بیش از یک قرن است که اقتصاد ایران، به لحاظ ساختاری اقتصادی وابسته به نفت است. به همین دلیل مشکلات امروز اقتصاد ایران همان مشکلات سالهای متمادی گذشته اقتصاد ایران است و با تغییر بدون هدف دولتمردان، حل نخواهد شد. کانون تحریمها هم، همان جایی است که نقطه ضعف بزرگ اقتصاد ایران است. با وجود تأکیدات مقام معظم رهبری در دو دهه گذشته، سیاستمداران ایران با چشم داشت به درآمدهای نفتی برای اداره ایران هیچگاه حاضر نشدند که از این منابع چشم پوشی کنند و با وجود درآمدهای نفتی، نظام شایسته سالارانه مدیریتی کشور در سطوح اجرایی و تقنینی در جایگاه واقعی خود به سر نمی برد. شاید اگر درآمدهای نفتی نبود بهترین متخصصین متعهدی انتخاب می شدند که با وجود ظرفیتهای بالای اقتصادی و نیروی انسانی ایران، به صورت بهینه، درآمد برای اقتصاد کشور ایجاد کنند و بصورت بهینه درآمدها را هزینه نمایند. 
 
 بعبارت دیگر اقتصاد پر ظرفیت ایران، دچار مشکلات نهادی جدی است که تا آنها اصلاح نشود، راه برای به جریان افتادن اقتصاد مقاومتی و جهادگران و حماسه سازان اقتصادی سخت است. اصلاح راه و برداشتن موانع، باید توسط دولتمردان سیاسی، اقتصادی و قوای مقننه و قضائیه متعهد و متخصص، بصورت جهادگونه و حماسه سازانه  صورت گیرد تا جهادگران عرصه تولید و سازندگی و آحاد مردم نقش آفرینی حماسه سازانه خود را نشان دهند. ما می توانیم بدون تکیه بر نظام سلطه مشکلات نهادی خود را بر طرف نماییم. ملت ایران با انتخاب بهترین خط شکن در عرصه اجرایی، باید موانع پیش روی حماسه اقتصادی را بردارند. منتخب ملت باید آسیب شناسی مناسبی نسبت به وضعیت موجود داشته باشد و شجاعانه اقدام به رفع مشکلات نهادی نماید:
 
اما سؤال این است که ایران در حال حاضر با چه مشکلات اقتصادی روبه رو است؟ (19)
سؤال فوق، ساعت ها بحث می طلبد. اما بطور کلی پاسخ ها بشرح ذیل است :
 
1- وابستگی بودجه جاری کشور به نفت
2-نداشتن یک نقشه علمی منسجم و استراتژی مشخص برای هدایت اقتصاد کلان از طریق سیاستگذاری در دولتها و روزمره بودن سیاست های مالی ، پولی.
3- بالا بودن بازدهی در بخش های واسطه گری و بازرگانی نسبت به بخش های صنعتی و کشاورزی
4-عدم شناسایی  و اهمیت به ظرفیتهای موجود اقتصادی کشور که قابلیت دارد درآمدزایی بیشتری نسبت به نفت داشته باشد. مانند حوزه گردشگری، کشاورزی و انرژي های تجدی پذیر و...
5- عدم دخالت کارشناسان اقتصادی معتقد به اقتصاد اسلامی و اقتصاد نهادی در تصمیم گیریها و سیاستگزاری های اقتصادی
6- عدم اعتماد به آمار و اطلاعات ارائه شده از طرف دولتهای گذشته و حال
7 - افتادن سایه سیاست بر اقتصاد و سیاسی کاری برخی از اقتصاددانان و برخی از دولتمردان مؤثر 
8- نداشتن دیپلماسی اقتصادی مشخص و غیر فعال بودن بسیاری از سفارتخانه ها از لحاظ اقتصادی
9- عدم وجود فرهنگ کار و تلاش مولد در خانواده ها و جوانان 
10 -بالا بودن نسبت مصرف به تولید همراه با بازدهی و بهره وری پایین کار 
11-حاکمیت نگاه کوتاه مدت نسبت به نگاه بلندمدت در دولتمردان، مجلسیان و آحاد مردم
12- مردمی نبودن اقتصاد
13- وجود رانتهای متعدد اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی
14- عدم ثبات اقتصادی در ابعاد مختلف مدیریتی-اجرایی و سیاستگذاری و ... 
15 – وجود نقدینگی غیر مولد و عدم وجود نقدینگی مولد که در چند سال اخیر، کشور را با         بی ثباتی شدید اقتصادی مواجه کرده است. 
 
نقش آموزش وپرورش در حماسه اقتصادی (20)
 
"لقد ارسلنا رسلنا بالبینت و انزلنا معهم الکتب والمیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منفع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب"حدید ۲۵

آموزش وپرورش به عنوان یک نهاد تربیتی که در هر اجتماعی عهده دار سیر تعلیم و تربیت افراد آن جامعه می باشد ،رویکرد آن نیز در تمام موضوعات مبتلابه اجتماعی – سیاسی ... ؛ تربیتی و آموزشی می باشد. اما این سازمان عریض و طویل با گستردگی فراوان جغرافیایی ونیروی انسانی که دارد و با گردش مالی بالا که در آن اتفاق می افتد ، یکی از محلهای اصلی هزینه کرد درآمد ملی هر کشوری است .در مواقع خاص وشرایط ویژه یک ملت که موفقیت در آن مطمع نظر آحاد آن جامعه می باشد به دلیل اینکه این سازمان از امکان بالایی برخوردار است نقش موثری را می تواند ایفاء می کند.از این روبرای اینکه بتوانیم نقش آموزش وپرورش را در حماسه اقتصادی خوب تصویر کنیم ؛ ابتدا بایستی مولفه های اقتصادی را که یک نظام تعلیم وتربیتی در کوتاه مدت وبه صورت ملموس با آن درگیر است را احصاء نموده تا راهکار عملیاتی ارائه شود .
اقتصاد از قصد و مقتصد بودن به معنی میانه روی ودوری از افراط وتفریط می آید که به غلط واژه economy انگلیسی که ناظر به هزینه و درآمد است وتولید ثروت و عرضه وتقاضا را در بازار در برمی گیرد ، بر آن اطلاق شده است. گذشته از این مهم که می بایستی در نظام تعلیم وتربیت مفهوم این واژه در کشور و فرهنگ ما اصلاح گردد ؛- و الان موضوع بحث ما نیست - اما همین مفهوم مصطلح وغلط موجود ، کارکردها ی متنابهی را در این حوزه دارد.
یکی از موارد اصلی در اقتصاد ،رشد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی و در نهایت حماسه اقتصادی ، بحث هزینه می باشد واز این جهت نهاد تعلیم وتربیت از جهت مالی یک نظام مصرف کننده در آمد ملی هر کشوری است که دقت در این هزینه کرد کمک شایانی را برای سرمایه گزاری مقادیر صرفه جویی شده در سایر بنگاههای اقتصادی می کند.، و یکی دیگر از راههای کمک این نهاد در آمدزایی جنبی آن جهت کمک در تامین برخی از هزینه های خود جهت خودکفایی می باشد.
 
امروز ایرانى احساس مى‌کند که خود قادر به اداره‌ى کشور، قادر بر سازندگى، قادر بر عبور از موانع و قادر بر ابتکار و نوآورى است و این همان سرمایه‌ى لایزالى است که هر ملتى را در رسیدن به هدف‌هاى خود کامیاب مى‌سازد و همین است که در 20 سال گذشته آن همه افتخارات را در زمینه‌هاى علمى و صنعتى و نظامى و سیاسى نصیب ملت ایران کرده است.»
 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری